مرتضى مطهرى

483

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شده است كه خيال كرده‌اند مشتق به معنى « ذات ثبت له شىء غيره » است كه آن « شىء غيره » همان مبدأ است ؛ يعنى وقتى مىگوييم « حسن » ( به معناى « نيك » ) اين به معنى ذاتى است كه « ثبت له شىء غيره » كه آن غير خود ذات ، « حسن » ( نيكويى ) است ؛ و حال آنكه چنين نيست ؛ حسن يك معناى اعمّى است ؛ در يك جا ممكن است « ذات ثبت له شىء غيره » باشد و در يك جا ممكن است « ذات ثبت له نفسه و ذاته » باشد « 1 »

--> ( 1 ) . - مثل ثبوت ذات از براى ذاتى . استاد : براى خود اساسا ؛ ثبوت خود ذات براى خود ذات . خود ذات براى ذات وجود دارد يعنى خودش براى خودش ثابت است . ثبوت شىء براى شىء اقتضاى دوئيّت نمىكند . اينكه شىء براى خود ثابت باشد و « وجود براى خود » داشته باشد اقتضاى دوئيت نمىكند . اگر وجودش براى غير باشد در آنجا بايد دو شىء در كار باشد . - تازه آنجا هم بازگشتش بايد به يك وحدتى باشد . استاد : البته آنجا هم بايد يك وحدتى باشد ؛ يعنى تا خود اين ذات و آن غير نوعى وحدت نداشته باشند كه « اين » وجود لغيره ندارد ؛ و لهذا اگر ما يك امرى را با يك امر مباين ديگرى در نظر بگيريم هيچ وقت « اين » وجود لغيره ندارد . اگر يك چيز وجود لنفسه‌اش عين وجود لغيره‌اش شد هميشه بايد بين آن غير و اين شىء يك وحدتى باشد ، مرتبه‌اى از مراتب او باشد ، و لذا در رابطهء جوهر و عرض بعدها آمده‌اند اين حرف را گفته‌اند - و خوب حرفى هم هست - كه خود عرض مقامى از مقامات جوهر است . امكان ندارد دو امر مباين به تمام ذات ، يكى وجود لغيره داشته باشد . ميان دو امر مباين با يكديگر وجود لغيره معنى ندارد . وجود لغيره اساسا معنى ندارد جز اينكه « اين » مرتبه‌اى از مراتب « آن » باشد ، جلوه‌اى از جلوات « آن » باشد ، تجلىاى از تجليات « آن » باشد . - در اينجا ممكن است كه اين بحث مشتق و مبدأ اشتقاق هم كارساز باشد ولى سؤال بنده اين است كه اصولا آيا نمىشود با توجه به رد اصالت ماهيت جواب اينها را داد ؟ استاد : اتفاقا يكى از ادلهء اصالت ماهيتىها همين حرف بود . اين حرف را متكلمين براى اثبات « حال » آوردند ، شيخ اشراق همين حرف را براى اعتباريت وجود آورده است . بنابراين ما اول اين مطلب را بايد حل كنيم تا بعد آن حل بشود . - يعنى پاسخ شيخ اشراق را هم بايد از اين راه بدهيم ؟ استاد : از همين راه مىدهند ، بله . شيخ اشراق هم به همين حرف استناد كرده است بر اعتباريت وجود . - ملاحظه فرموده‌ايد در شوارق كه ملا عبد الرزاق مىگويد اگر اين شبهه پيش نيايد كه ما ناگزيريم با اصالت وجود نظريهء « حال » متكلمين را بپذيريم مانعى نيست كه ما اصالت وجود را بپذيريم . ما اصالت ماهيت را مىپذيريم براى اينكه آن گرفتارى متكلمان را پيدا نكنيم . حالا دو مسأله در اينجا هست . يكى اينكه تا آنجايى